برخي چهرهها و گروههاي به ظاهر اصولگرا كه پس از اعلام حمايت اجباري از محمود احمدينژاد، با انتقادات گسترده و شديد افكار عمومي و بدنه جريان اصولگرا روبهرو شدهاند، راهكار تازهاي براي تحقق آرزوهاي نه چندان بزرگ خود يافتهاند!
به گزارش خبرنگار «تابناك» در حالي كه عملكرد دولت نهم در چهار سال گذشته، بزرگان جريان اصولگرا چون جامعه روحانيت مبارز، رئيس مجلس، حداد عادل و حتي احمد توكلي را به دليل فقدان استدلال قابل قبول در حمايت از احمدينژاد به سكوتي معنادار واداشته، برخي جريانات همچون مؤتلفه و ايثارگران، به رغم بياعتنايي كامل دكتر احمدينژاد به خواستهاي آنان، اجبارا به حمايت از احمدينژاد ميپردازند.
اين در حالي است كه حتي درخواستهاي حداقلي آنها از دولت با پاسخ منفي و تحقيرآميز احمدينژاد و نزديكانش روبهرو شده است.
در ديدار معروف مدتي پيش عسكراولادي با احمدينژاد، اين چهره 80 ساله و از مبارزان پيش از انقلاب، از رئيسجمهور خواسته در قبال حمايت حزب متبوعش، اصلاحاتي در عملكرد خود و همكارانش انجام دهد. اما گفته ميشود وي اين پاسخ را شنيده که: «مگر خود شما اگر كانديدا شوي، چقدر رأي ميآوري كه حمايتت از من تأثيري داشته باشد و در ازاي آن از من انتظار داشته باشي؟»
از سوي ديگر، در حالي كه به رغم طرح علني مطالبه مراجع معظم تقليد از رئيسجمهور مبني بر بركناري مشايي، پس از اظهار دوستي نامبرده با «مردم اسرائيل!»، با واكنش كمسابقه رئيسجمهور و تعريض وي به مراجع تقليد روبهرو شد، همچنان عدهاي نظير ترقي و زاكاني كه به دليل حمايت از احمدينژاد تحت فشار افكار عمومي جريان اصولگرا هستند، باز هم از رئيسجمهور درخواست ميكنند فرد مذكور را بركنار كند.
البته عليرضا زاكاني، به تازگي به روش جالبي براي تحقق آرزوي خود متوسل شد و از خبرنگاران زحمتكش رسانه تحت مديريتش خواست خبري با مضمون «بمب خبري احمدی نژاد روزهاي آينده: بركنار مشايي» آماده كنند تا دست كم عدهاي به اين خبر دل خوش كنند، اما اين خبرسازيها امروز با پاسخ صريح همراه با خنده طعنهآميز مشايي روبهرو شد كه تأكيد كرد در دولت بعدي احتمالي احمدينژاد، سفت و محكم سر جاي خود باقي خواهد ماند.
اكنون فردي مانند عليرضا زاكاني كه اعتبار خود را مديون جانبازي در دفاع مقدس و مسئوليت در بسيج دانشجويي است و مدام دم از «تكليفگرايي!» ميزند، بايد پاسخ دهد چگونه انتظار دارد خواستهاي كه از مراجع معظم تقليد اجابت نشده، از افرادي مانند او اجابت شود و از سوي ديگر، چگونه با شعار تكليفگرايي و در حالي كه انتظاراتش برآورده نميشود، دست به هر اقدامي براي تخريب رقباي احمدينژاد ميزند؟
اين در حالي است كه حتي برخي گمانهزنيهاي رسانهاي مانند اعطاي پست وزارت علوم در دولت آينده به زاکانی هم چندان قرين صحت به نظر نميرسد.
در مقابل، افراد باتجربهتري از همراهان سابق زاكاني جوان، همچون احمد توكلي ديده ميشوند كه براي راضي كردن وجدان خود و نيز افكار عمومي، رويكردي منطقيتر را برگزيده و ضمن خودداري از حمايت احمدينژاد، به طرح صريح انتقادات از احمدينژاد و رقباي او ميپردازند.
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1388ساعت 23:31 توسط يك ايراني
|